شروع دوازده ماهگي آريا
آريا خان ديگه داره مرد ميشه ، خيلي دوست داره راه بره و خودش از چهاردست و پا راه رفتن خسته شده . با ايما و اشاره سعي مي كنه بفهمونه كه دستاي منا بگيريد تاتا كنم ...
تازه غذا خوردن هم ياد گرفته و سر ميز غذا بشقاب و قاشق چنگال براش مي ذارم ، هرچند كه خيلي ريخت و پاش ميكنه و در پايان هم قاشق را رها و با دستاي كوچولوش غذاش را له مي كنه و ماماني را وادار به تعويض كل لباساش مي كنه ، ولي به هرحال بايد غذا خوردن با قاشق و چنگال را ياد بگيره ... ديگه ميلي به خوردن سوپ و غذاهاي ميكس شده نداره و حتي سر ميزه چند بار بشقاب خودش را با بشقاب ماماني و باباييش مقايسه ميكنه و خدا نكنه يه چيز اضافه تو بشقاب ما باشه كه مي ره سراغش و ديگه بايد بي خيال اون بشقاب غذا بشيم ، فقط نگرانم اين بازي گوش ها باعث كاهش وزنش بشه (قربون پسر خوشكلم بشم الهههههههههي)

اين هم از ژله خوردن گل پسر مانانا ...



شروع دوازده ماهگي آريا
